ده ربط بی ربط مسعود شصت چی به رهبر و رئیس جمهور!
دوشنبه, ۱۲ فروردین, ۱۳۸۷ ۱۵:۵۴از آنجا که مهران مدیری هزار و یک قصد از پرسوناژ مسعود شصت چی داشته است که خودش گرم است و نمی فهمد، لازم دانستم جهت اطلاعش این موارد را یادآوری کنم:
تشابهات به رهبری:
۱- عینک ته استکانی می زند.
۲- زمان صحبت کردن دست چپش را حرکت می دهد.
۳- شعر می گوید.
۴- در تشویق همه می گوید: به به… آفرین…. خیلی ممنونم
۵- به قدرت که می رسد با قبلش ۱۸۰ درجه تفاوت پیدا می کند.
۶- آنجا که قزاقه مندیان از ایشان پرسید به چه موسیقی علاقه دارید گفت: سنتور. پس منظورش با علی سنتوری بوده است. اسم رهبر هم که علی است.
تشابهات به محمود احمدی نژاد:
۱- عاشق سخنرانی است.
۲- آذرماه او را محمود صدا کرد.
۳- در هرچه استاد نباشد در جوزدگی استاد است.
۴- تا قبل از این هیچکس نمی دانسته این آدم وجود دارد.
باشد تا بعد…
پی نوشت: یه دونه شباهت هم با احمدی نژاد پیدا کردم که خداییش بی ربط نبود. حکایت کت شلوارها و کفشهای یک شکل شصت چی و کاپشن احمدی نژاد.




به به گفته است :
۱۲م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۶:۱۱
شما اینقدر که روی این سریال فکر میکنی اگه تا حالا رو خودت سرمایه گذاری کرده بودی یه دکتری مهندسی چیزی شده بودی.
به به!
ثمین گفته است :
۱۲م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۹:۰۴
=)) خیلی خوب بود.
پ.ن: می گم که! اسم وبلاگت رو از روزنوشت های آخرین رئیس جمهور به روزنوشت های آخرین مرد هزار چهره تبدیل کنی هم خوبه! :دی
_______________________
امین تقی خانی: داشتیم؟
یولیو گفته است :
۱۲م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۹:۱۶
زیبا بود. ای-میل رو گذاشتم.
حمید رضا(کاغذ پاره) گفته است :
۱۲م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۹:۲۵
من در خدمتتون هستم اگر امری داشتید ایمیل بزنید .ممنون
ثمین گفته است :
۱۲م فروردین, ۱۳۸۷ در ۲۳:۵۹
نه! :دی آخه منم یه دوره ای قرار بود تغییر نام بدم به “سنتوری”. همچین بدم نیست! (چشمک)
borj گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۰:۲۴
اقا این مدیری رو کچل کردی شما ول کن بنده خدا رو:D
_________________________
امین تقی خانی: به خدا تقصیر خودم نیست. یه شب نمی نویسم ملت صداشون درمیاد.
محمدعلی گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۰:۳۶
با سلام
واقعا” تشابهات جالبی بودند … البته کمی دقت کنیم سران دیگری را هم پیدا میکنیم … .
( زیرخط هستم ، ایمیل آدرسم را وارد کردم . موفق باشید .)
حسن گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۰:۴۸
خوب حداقل این موضوعات رو به خود آقای مدیری بگید که بدونن این ارتباطات رو!بنده خدا بعید می دونم خودش خبر داشته باشه…!
___________________
امین تقی خانی: بنده هم که عرض کردم خبر نداره.
بهونه دات نت گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۰:۵۴
لام دوست عزیز ..
نمی دونم چه جوری به وبت اومدم ..
فقط این و می دونم که اصلا پشیمون نیستم ..
امیدوارم همیشه موفق باشی
اگه لطف کنید و پیشم بیایید ممنونتون میشم ..
همیشه موفق باشید
بازم میام …
هوتاک گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۳:۱۶
مرسی که وقت گذاشتی
همیشه پیروز و شاد باشی…
راستی یه تفاوت عمده ۶۰چی با اون دو نفری که تو مقایسه کردی اینه که این مسعود خان یه نیمچه وجدان بیدار تو آینه داره که اون دو نفر مطمئنا ندارن….
emad گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۳:۲۴
سلام ممنون که سر زدین. ایمیلم رو اینجا گذاشتم واستون
محسن گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۴:۲۴
آقا جون خودم تو یا پیمان قاسم خانی هستی یا محراب قاسم خانی..! شرط میبندم..!
سجاد گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۶:۰۳
جالب بود
Muharram Mansoorizadeh گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۳
میگم این مدیری بدبخت را ندازیش زندان ؛ دست وردار نیستی !؟
مهدی علاقبند گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۴:۱۵
تو اینمملکت هم دست بازیگر تو سوراخ چپ دماغش بکنه میگن این فیلم به چپ ها تو هین شده … بابا اصلا مدیری تو یک فکر دیگه است .. شما ها تو چه فکری هستید … فکر کنم فردا شما هم میشید مدافع فیلم پدر خوانده که تو این فیلم به پدر خوانده کبیر اهانت شده .. بابا
این کارهه چه کاریه ….
به به ..
مدیی و خامنه ایی اگر این حرفهای تو رو بخونند خواهند خندید .. بابا تو خودت اول به دکتر مغز و اعصاب و بعد به پیمان قاسم خانی معرفی کن .. تا یک چیزی بشی . تو با این هیکلت نقش کرگردن تو قسمت پدر خوانده مهران مدیری بازی میکردی بد نبود
__________________________
امین تقی خانی: خوب منم نوشتم بخندن دیگه عزیزم. طنزه این داداش
مسعود شسچی گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۸:۰۲
خدا رو شکر که تحلیل گرانی در کشور داریم که ما رو از حقایق مطلع می کنند . و گرنه در گمراهی می سوختیم !
کاش می دونستی تو جونی هر ثانیه چه قدر ارزش داره ، اون موقع بود که برای چیزای مهمتر و سازنده تر قلم می زدی .
هر چند حرف هات خیلی غلط نیست ، اما بی فایده است ، به فکر کارای با فایده …
حامد گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۸:۲۴
کاشانه مارا تاراج میکنند آقایان و آقازاده هایشان…همه چیز در خدمتشان است…دادگستری…دین…وزارت اطلاعات….این دو نفر که گفتی مترسکی بیشتر نیستند….اولی(علی آقا) برای خر کردن ملت همیشه در صحنه و خواب آلود ایران که فکر کنند به کسی اقتدا کردند …دومی (محمود احمقی نژاد) که کپسول شعار و وراجی و دروغگویی هست….
تشبیه کردن حضرات هیچ وقت حقی را که از مردم میخورند جبران نمیکند…به امید روزی که ایران از شر این انگلها خلاص شود
امین گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۲۰:۳۱
سلام
خیلی چرت بود. واقعاً که! :))
می نوشتی از این جهت که راه میره هم شبیه احمدی نژاده! :))
_______________________
امین تقی خانی: خوبه نوشتم ربط بی ربط. خدایا! کاش درک طنز خریدنی بود!
Mostafa گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۲۲:۴۳
به نام خدا
دوست گرامی من فکر نمی کنم شما در حدی باشید که شخص مقام معظم رهبری رو آنالیز بکنید.
ایشان به عنوان پاکترین و جوانمردترین رهبر دنیا برای همه شناخته شده هستن.
در ضمن اگر قدرت کنترل کینه ها و عقده های درونیتون رو ندارید و همچنین اگر فاقد سواد سیاسی و اجتماعی کافی هستید میتونید در وبلاگتون رو تخته کنید.
—–
پاینده باد ایران زمین
به امید سرنگونی همه ی خائنان
_____________________
امین تقی خانی: اونوقت شما این درفشانیهارو کجا انجام بدید؟
javaneiran گفته است :
۱۳م فروردین, ۱۳۸۷ در ۲۳:۵۹
میخواستم مخالفت کنم و یه چیزایی بهت بگم. یه نیگا انداختم دیدم که تقیخانی کلوب هستی. یاد او عقده بازیها و دوم خریت ببخشید، خرداد بازیهات افتادم گفتم بیخیالش، تقیخانی دیگه. همینه که هست. مگه نه؟ راحت باش
_______________________
امین تقی خانی: نماینده مجلستون به ما میگه دستمال نجس. از شما چه توقع؟
محمد گفته است :
۱۴م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۰:۲۱
به به …. خیلی ممنونم از این همه لطفی که دارین . به به .
بچه ی خپل کوتوله گفته است :
۱۴م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۱:۵۶
نفله کننده ی نعمت های خدا! اینا رو از کجات در میاری؟
تبریزی گفته است :
۱۴م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۵:۵۶
اتفاقا آخرین قسمت سریال شباهتهای غیر قابل انکار شصتچی با احمدی نژاد را نشان داد. منظور اینکه اشتباهی بودن در مقام استانداری اردبیل، شهرداری تهران و اکنون رئیس جمهوری.
حسین گفته است :
۱۴م فروردین, ۱۳۸۷ در ۲۱:۲۰
همه ی اینا رو گفتی… چی به دست آوردی؟ چی از دست دادی؟
وقت رو از دست دادی… و هیچی به دست نیاوردی!
فروغ گفته است :
۱۸م فروردین, ۱۳۸۷ در ۲۱:۰۴
متاسفم که دروغهای سیاسی چشمان حقیقت بینتو کور کرده برای پاکی چشمات دعا میکنم.
امیدوارم تو صحنه ی قیامت وقتی روبروی اون دو نفر وایسادی منم باشم و تماشا کنم.
ما آدما فراموشکاریم اما خدا تک تک حرفای ما رو یادش میمونه و بازخواست خواهد کرد.
خدا مهربونتر از این حرفاست اکثر چیزارو میبخشه اما حق الناس رو نه!
محسن از شیراز گفته است :
۲۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۸
سلام
دوست عزیزم کمی در نوشتارهایت دقت کن .
همان طور که تو دوست داری با آن چه به آن دل بسته ای بازی نشود و به دوستدارانت توهین نشود بدان که افراد زیادی هستند که با نوشته های جنابعالی مورد اهانت قرار گرفتند . جدای از آن دو مرد شریفی که من مطمئن هستم تو حتی در حد و اندازه فکر کردن به آنها نیستی و خیلی راحت مورد اهانت قرار دادی تمام کسانی که آنها را دوست دارند نیز مورد تمسخر جنابعالی قرار گرفتند .
آیا فقط تو و چند نادان بی سواد همانند تو هستند که می دانند ؟
آیا واقعا ۱۷ میلیون نفر که به این رئیس جمهور رأی دادند باید این گونه تحقیر شوند و فقط تو و دوستان بی سواد تر از تو عالم و دانا هستید ؟
کمی فکر کن .
اصلا چه مقصودی داری ؟
آیا جز این است که می خواهی عقده های درونی خود را نشان دهی ؟
آیا جز این است که می خواهی نداشتن منطق و تفکر را در وجود خودت به اثبات برسانی ؟
کجای نوشته های تو نقد اساسی وجود داشت ؟
آیا به صرف اشکال ( هر چند بسیار زیاد ) در یک دولت (که از دولت های قبل و حتی از نظام های پیشین به ارث رسیده ) باید شخص اول مملکت را این گونه به بازی بکشی ؟
اگر ساد داری ( که با نوشته هایت معلوم شد از آن بهره ای نبرده ای ) و یا اطلاعاتی در زمینه سیاسی داری ( که از آن هم بویی نبرده ای ) می توانی نقد عالمانه و آگاهانه انجام بدهی .
دوست عزیزم دقت داشته باش که با هر کسی نمی شود شوخی کرد و باید به نظرات دیگران هم احترام گذاشت .
مطمئن باش نویشنده این کلمات ( یعنی من ) از منتقدان جدی بسیاری از برنامه های دولت و همچنین دیگر قوای این نظام هستم اما تو هنوز سن و سال و همچنین سواد و دانشت به این چیز ها قد نمی دهد که بخواهی پایت را از گلیمت درازتر کنی .
پس کمی ادب را رعایت فرما .
از این که به طور کامل نظر من را در صفحه نظرات قرار می دهی ممنونم.
با تشکر و سپاس سال خوبی را برایتان آرزو دارم .
محسن . م از شیراز
_______________________________________
امین تقی خانی: طنز هم در کنار نقد علمی نیاز است. باقی مطالب بنده را هم بخوانید.
فراز گفته است :
۲۵م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۸
دین منحرف, احساسات مردم را منحرف می کند. مردم بجای آنکه خشمشان را بر سر ظالم بکوبند در چاه جمکران می ریزند
فراز گفته است :
۲۵م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۷:۴۴
فنلاندیهای بی نماز رتبه اول کم فسادی را دارند. ایرانیهای با نماز از این نظر در رتبه ۱۰۹ قرار دارند
کریم گفته است :
۱۳م اردیبهشت, ۱۳۸۷ در ۲۲:۴۳
خاک تو سرت
چشمک گفته است :
۲۷م خرداد, ۱۳۸۸ در ۲۱:۵۳
من با محسن از شیراز و کریم واقعا موافقم.چرا خودتو پشت نقاب طنز قائم می کنی .حتی بچه ها عم می فهمن که این طنزای جناب عالی معنی و مفهوم داره و می خوادبه یه چیزایی که ما اسمشو شخصیت آدما می ذاریم توهین کنه.از این مسخره بازی در آوردن ها کار خیلی آسونیه فقط بستگی به شخصیت خود آدم داره که بدونه بایدبا چه چیزایی شوخی کنه و با چه چیزایی نه .امیدوارم هدایت بشی و به جای این طنزای تو خالی و بچه گونه بتونی حرفای پخته و عالی بزنی که فکر نکنم بتونی.
آیدا گفته است :
۲۷م خرداد, ۱۳۸۸ در ۲۲:۱۷
ببین فکر نکن با این چرت و پرتایی که می نویسی می تونی بگی یه فعال سیاسی هستی.جوجه ی ۶۵ی توهین کردن خیلی آسونه.من همین الان به راحتی کلی بهت توهین کردم تا بفهمی خیلی نبوغ بالایی نمی خواد.برو خودتو اصلاح کن فعال
سیاوش گفته است :
۲۸م تیر, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۱
adame bi shakhsiati mese to faghat karesh tohin kardane vaghean ke hichi halit nist dar jahle khudet bedun va hal kon
عبدالله گفته است :
۷م مرداد, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۰
جناب اقای طناز!!!اول سوم اینکه بایداندازه چیزت ! روبدونی تامجبور بیشتر از حدت تحمل کنی(در دیزی بازه حیای گربه کجاست).دوم اینکه باید بدونی باچه کسانی طنازی میکنی تاچیز هم نشی .اول اینکه خر خودتی ویونجه زار هم خونتونه.۰ ام اینکه یه مشت از خودت بدتر رو هم خر کیف کردی حالشو ببر
مجتبی گفته است :
۱۸م دی, ۱۳۸۸ در ۱۹:۳۲
کار خوبی که تلاش می کنی سهمی در تحقق آزادی بیان داشته باشی.اما چه بهتر که انتقاد را از توهین و بی حرمتی ومسخره کردن جدا بدانیم. با بیان زیبا و بدون توهین می توانیم خود را از آنها جدا بدانیم.زیرا که آنها ……
__________________________
امین تقی خانی: دوست عزیز و گرامی من، این مطلب در استهزای کسانی بود که چیزهای بی ربطی را به نام تحلیل به این سریال ربط دادند.