بعد از جوالدوزی که دیشب به نیروی انتظامی زدیم، سوزن امشب مهران مدیری را به خودمان بپذیریم!
جمعه, ۹ فروردین, ۱۳۸۷ ۲۳:۳۰درست است که امشب مرد هزار چهره هیجانات سیاسی ما را تخلیه نکرد، ولی تلنگر زیبایی بود.
سالها پیش استاد عزیز نسین در نقد روشنفکرزدگی جوانان در ترکیه کتابی به نام موخوره نوشت، ولی هیچگاه فکر نمی کرد ما امروز شاهد یک طنز تلویزیونی بر اساس آن باشیم که نوعی بیدارباش به اکثریت قریب به اتفاق ما باشد.
قبل از هرچیز بگویم که از مهران مدیری کمی دلخورم. چون این قسمت و حتی دیالوگها و لوکیشنهایش را دقیقا طبق موخوره ساخته است، حتی اسم غار، اتمسفر روستیک و خیلی چیزهای دیگر. ولی نامی از استاد عزیز نسین نیاورده است.
ولی برویم سر اصل مطلب. استادان بزرگ، خراب، ازلت و چه را دیدید؟ حرکاتشان خنده دارد بود. نه؟ به چند نفر ما برخورد که این نوع اشعار به سخره گرفته شد؟
اگر به شما هم برخورد، از مهران مدیری خرده نگیرید. خود شکنید که آینه شکستن خطاست.
این کافه نشینیها، به به گفتن به خزعبلات همدیگر، جوزدگی سیاسی، شعرهایی که بوی گند سیاست زدگی می دهند، بی سوادی در لفاف به اصطلاح نوگرایی، مسخره بازی به نام مدیتیشن و هزار و یک درد که دامان روشنفکری این جامعه را گرفته است، برایتان آشنا نیست؟
چندین سال پیش استاد عزیز نسین، امروز مهران مدیری و چند دقیقه بعدش بنده، سعی کردیم این تلنگر را به خود و بقیه بزنیم. حرف ما سه نفر را جدی بگیرید :دی
باشد تا بعد…
پی نوشت: می تونید موخوره رو از اینجا بخونید. خوندنش رو حتما به همه توصیه می کنم. صفحات ۱۱ تا ۲۹ را بخوانید تا متوجه شوید مدیری امشب موبه مو کتاب را اجرا کرده بود.




حامد گفته است :
۱۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۰:۱۹
انتظارش میرفت؛ هنرمند داریم تا هنر مند (:
مهدی علاقبند گفته است :
۱۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۱:۱۳
خداییش امشب ترکوند .. چرا فکر می کنیم قشر فرهیخته و روشنفکر ما منزه و قابل نقد و طنز نیست … مثلا ما ادعا میکنیم روحانیون بی جنبه هستند .. (قابل توجه کامنت حامد ) به نظر من مدیری دراین کارش یکی از بهترین کارهاش رو ارائه کرده مخصوصه با بازی خودش …
به به
فهیمه گفته است :
۱۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۲:۰۱
خیلی جالب نشون داد که بعضی اقشار برای نشون دادن دانایی خودشون هر جور حرفی رو برای اینکه کم نیارن زیبا میدونن.
امروز که داشتم میدیدم یاد دوران دانشگاه افتادم که بعضی استادان عزیز جامعه شناسی تحلیلای بی سر و ته بعضی دانشجوهای روشنفکر نما رو دید جدید به جامعه تفسیر میکردن.
امیدوارم تاب شنیدن بقیه انتقادات مهران مدیری رو داشته باشیم.دیشب که به خیر گذشت
sara گفته است :
۱۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۳:۲۹
bravo…mersi ke inghadr daghigh mooshekafi mikoni
ثمین گفته است :
۱۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲
دیشب عالی بود. این به به و چه چه ها در همه ی اقشار هست جدا! مهم نیست چی می گه…
این کمیک استریپ بزرگمهر حسین پور رو هم ببین. البته اگه قبلا ندیدی. پارسال در چلچراغ.
http://www.bozicartoon.com/gallery_page.aspx?pid=66
_______________________________
امین تقی خانی: چه جالب. اینو دیده بودم. ولی یادم نبود. پس اون تیکه آخر کافه رو از این بلند کرده بود. مرسی عزیزم!
Muharram Mansoorizadeh گفته است :
۱۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸
بابت معرفی این کتاب زیبا و خواندنی از شما تشکر می کنم. شاید به دلیل حساسیتی که روی اسم عزیز نسین هست*؛ اسم او را در سریال نیاورده اند.
————————————————————————–
*او آیات شیطانی را به ترکی استامبولی ترجمه کرده است
_______________________
امین تقی خانی: ممکنه دلیلش این باشه. ولی بالاخره می شد یه سوراخ دعایی براش پیدا کرد.
نگار گفته است :
۱۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۰
سلام
فکر میکنم مقاله خانم سوسن شریعتی در سالنامه اعتماد با عنوان کدام روشنفکر خواندنی باشد
azadeh گفته است :
۱۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۵:۳۳
دستتون درد نکنه جناب ! با این معرفی کتاب موخوره عزیز نسین!بعد از سالیان دراز تونستم این کتاب و دوباره بخونم.
واقعا ممنون
___________________________
امین تقی خانی: خواهش می کنم. قابل نداشت. من از بچگی تا الان، تو فواصل مختلف حداقل ده بار خوندمشو هر بار بلند بلند خندیدم. این اواخر که انگار داشتم دفتر خاطراتمو می خوندم.
فرزاد گفته است :
۱۰م فروردین, ۱۳۸۷ در ۲۱:۱۲
لذت دیدن برنامه مدیری هر شب عید امسال را برایمان تلخ و شیرین می کند. تلخ به دلیل وجود این موارد در جامعه که به درستی به نمایش در آمده است و شیرین به این دلیل که بالاخره رسانه دولتی یا با برنامه و یا بدون برنامه حاضر به نشان دادن بخشی از واقعیات جامعه گردید. فساد سیستم اداری، تمسخر و انسان به حساب نیاوردن اشخاص مقید به قانون( حتی کسی مدیری را در اداره نمی شناخت)، ناتوانی عجیب ایرانیان در نه گفتن، پول دوستی بیش از حد بیمارستان های خصوصی و پزشکان، برخورد خشن نیروهای نظامی با مردم، دستگیری های غیر قانونی، شکنجه جهت اخذ اقرار، نفوذ زنبارگی و افیون در میان اقشاری که خود را روشنفکر می دانند( تو خود بخوان اوضاع سایر افراد جامعه را)، توهم مبارز و موثر بودن برخی افراد که اصلا به حساب نمی آیند، ارایه ی خزعبلاتی به جای شعر به مردم ( چه اصراری است اینها را شعر بدانیم؟)…همه و همه واقعیات امروز جامعه ی ایران است.
_________________________
امین تقی خانی: به به…. از نکات موشکافانتون خیییییییلی ممنونم!
اشکان گفته است :
۱۱م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۷:۴۰
بیش از اون چیزی که تصور کنم دارم به این مرد ایمان میارم زمانی بود که عالم و آدم میگفتند که این مرد ال کرده ویا بل کرده والا آخر اما حالا ………… نیمدونم اما واقا از همه شما میخوام که براش دوعا کنید فکر میکنم بد جوری توی دردسر بیفته بطور یقین نخواهد گذاشت دوباره توی تلوزیون کار کنه مگر پارتی بسار گردن کلفتی داشته باشه /
امید گفته است :
۱۱م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۲
سلام
شما که کتاب رو خوندی pdf می کردی تا بقیه هم راحت تر بهش دسترسی داشته باشن…(برای حفاظت از حق کپی هم آدرس وبگاه رو روش می زدید)
اگر ممکنه در بخش نظراتتان URI رو تبدیل کنید به URL. این کلمه کوتاه شده ی Uniform Resource Locators است.
پلنگ صورتی گفته است :
۱۱م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۳:۳۵
۱٫ از عزیز نسین چند تایی کتاب خونده بودم ولی خبر نداشتم که این طور کتابی داره و مهران مدیری از رو دستش کپی زده. ممنون بابت اطلاع رسانی.
۲٫ بله تایید می شه. ما عادت کردیم بی سوادی و ناآگاهی خودمون رو در لفافی از پزهای منوّرالفکرانه به خورد مخاطب بدیم. این عادت شامل حال همۀ ما می شه و از چپ گرایان مارکسیست تا حزب اللهی های دو آتشه رو شامل می شه.
nasrin گفته است :
۱۱م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۵:۲۹
اینکه حالا این نوع برنامه ها از تلویزیون پخش می شه اینه که به مردم بگه اگه ناراحت هستید، هیچی نگید. ما (رژیم) خودمان هم می دونیم چقدر خراب کردیم. ولی چاره ای نیست. اگه نکشیم قدرت را از دست می دیم. برای اینکه صدای مردم هم در نیاد باید خودشان ادای ناقد و مبارز و خلاصه نفی همه چیز را در بیاورند. حالا اگر یک دانشجو همین حرفها را بزند شکنجه اش می کنند. چرا که همه چیز هم ثروت و هم نقد و هم تلویزیون که بشه هر دو اینها را نشان داد در انحصار رژیم است. مردم بیچاره هم می شینند میخ تلویزیون می شن و با شنیدن حرفهای عزیز نسین از تلویزیونشون خوشحال می شن. چرا که خودشون که حق گفتن ندارند. لااقل از حق شنیدنشون لذت می برند. آنهم نه از مردم، بلکه از همانهایی که حق حرف زدن را از آنها گرفته اند. عجب روزگاری است!
امید گفته است :
۱۱م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۸:۴۲
من کاری که گفتم(pdf کردن کتاب) رو انجام دادم حالا اگه خواستید در اختیار شما هم قرار می دم.
___________________
امین تقی خانی: شرمنده قربان. من تازه الان کامنتهارو دیدم. اگر لطف کنید که خیییییلی ممنون میشم. اگر به میل بنده ارسال بفرمایید بنده آپلودش میکنم تا همه دانلود کنن.
اگر وقتشو داشته باشید زحمت کتاب پخمه رو هم بکشید خیلی لطف کردید.
shoko گفته است :
۱۲م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۹:۱۱
http://ourperspective.wordpress.com/2008/03/31/niki-s-lump/
هوری گفته است :
۹م اردیبهشت, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۲
لطفا کتاب های استاد عزیز نسین رو برام میل کنید.