من یک اصلاح طلبم. پس رأی نمی دهم. به ۱۷ دلیل!
پنجشنبه, ۲۳ اسفند, ۱۳۸۶ ۱:۴۲خیلی سعی کردم با خودم کنار بیایم و رأی بدهم. ولی من به عنوان یک اصلاح طلب که تا پیش از این جلوی هرگونه تحریم ایستاده ام و ساعتها علیه آن صحبت کرده ام در انتخابات مجلس هشتم رأی نخواهم داد.چون:
۱- چون هیچکس در لیست حضور ندارد که بتواند حس یک اصلاح طلب را به من القاء کند.
۲- چون بارها و بارها گفته اند و گفته ایم و شنیده ایم و شنیده اید که ما فقط در یک انتخابات آزاد و رقابتی شرکت می کنیم. این انتخابات نه آزاد است و نه رقابتی.
۳- چون رأی من تنها مهر مشروعیت بر شرع نامشروع شورای نگهبان است.
۴- چون حضور در بازی بدون برد دور از عقل است.
۵- چون بر فرض محال که در بخشهایی از کشور توانستیم اکثریت نسبی را کسب کنیم. وقتی در کل اقلیتی ضعیفتر از مجلس هفتم باشیم چه می شود؟
۶- چون کمتر اصلاح طلب را دیده ام که توانسته باشد به جرأت بگوید من به تمام لیست رأی میدهم.
۷- چون وقتی به ستاد می روم نه خبر از آن شوق همیشگی است و نه خبر از آن فعالیتها. فقط حزبیها هستند و سردرگمی و بی انگیزگی.
۸- چون سیدمحمد خاتمی گفته است باید بازیشان را به هم بزنیم. بازی آنها این است که مردم پای صندوقها بیایند ولی کسانی به مجلس بروند که آنها می خواهند. ما هم بازیشان را با رأی ندادن به هم می زنیم.
۹- چون سیداحمد خاتمی گفته است حضور مردم پای صندوقهای رأی پایه های نظام اسلامی را مستحکم می کند.
۱۰- چون اگر اعضای اعتماد ملی اصلاح طلبند من ترجیح می دهم اصلاح طلبان اصلا به مجلس نروند.
۱۱- چون وقتی به ستاد می روم و می گویم سمیه کجاست؟ می گویند درگیر دکتراست و نمی تواند فعالیت کند. به وبلاگش که می روم می گوید با نارضایتی همراه می شوم.
۱۲- چون اگر قرار بود رأی بدهیم عارف و اشراقی انصراف نمی دادند.
۱۳- چون کنار آمدن با هر شرایط و جبری عین محافظه کاری است و نه اصلاح طلبی.
۱۴- چون اگر قرار است ما انتخاباتی را که دولت و مجلس و شورای نگهبان و صدا و سیما و همه و همه در آن تخلف می کنند به رسمیت بشناسیم و در آن شرکت کنیم، پس چه چیز را قرار است اصلاح کنیم؟
۱۵- چون با امضای جعلی یا حتی واقعی یک عده هنرمند نمی توان عوام فریبی کرد. دار و دسته اصولگرا حداقل پوپولیسم را خوب بلدند.
۱۶- چون انگلیس و امریکا و آلمان و… از اصلاح طلبان حمایت کردند. این یعنی آنها هم می خواهند اصولگرایان برنده بازی باشند. پس بهتر است ما در این بازی کثیف حضور نداشته باشیم.
۱۷- چون اشتباهاتمان در شورای شهر که سه نفر دارای پتانسیل ریاست جمهوری را فرستادیم کنار چمران و بیادی که در مورد سرویسهای بهداشتی تصمیم بگیرند کافی است. بی برنامگی کافی است. تا زمانی که این بی برنامگی باشد من فقط یک اصلاح طلبم. طرفدار جبهه اصلاحات نیستم.
ببخشید همسنگریها! بنده تا اطلاع ثانوی همراه نمی شوم عزیز!
باشد تا بعد…
پی نوشت اول: یاد پارسال به خیر. خاطرم هست شب آخر محمدحسین توحیدلو را مثل یک چوب خشک آوردند. سه شب بود نخوابیده بود. اینها تاوان دارد آقایان!
پی نوشت ثانی: هرکس از دوستان هر ناسزایی می خواهد بگوید. من برای کارم دلیل دارم.





name گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۰۲:۳۳
در فیلم هامون اون فصلی که حمید هامون با مادر مهشید روبرو می شه و در یک آن با رجوع به درونیاتش داستان قربانی کردن اسماعیل به دست ابراهیم رو تعریف می کنه….
صبر کنید، این سکانس ربطی به محتوای این پست نداره همه اینارو گفتم که به نقطه اوج این سکانس برسم وقتی که هامون متوالین(نه متوالیا)۳بار فریاد می زنه:
“همینه همینه همینه”
این دیالوگ چیزی بود که بعد از خوندن این پست در سرم فریاد کشید.
آره امین جان همینه همینه همینه.
ایندفعه تن دادن به این بازی کفه ضررمونو سنگین تر می کنه.
ققنوس گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۰۴:۴۴
جناب تقی خانی عزیز و محترم
با اجازه سرکار به بند ۱۴ مطلب شما در وبلاگ خودم لینک دادم. اگر مایل نیستید که مطلب شما در وبلاگ من باشد و یا مایل هستید کل مطلب را آنجا بگذارم لطفا در پای پست مربوطه تذکر بدهید.
با تشکر و تقدیم احترام
ققنوس
_______________________________________
امین تقی خانی: خواهش می کنم. شما صاحب اختیارید
sia گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۰۴:۴۴
salam man fekr mikonam bekhatere khatmiam shode bayad be liste morede tayidesh ray bedim vagarna to entekhabate riyasat jomhoriam hazer nemishe biyad va mimonimo on karoby
vagrna bazam ahmadynejad joon haly behemon khahad dad
_____________________________________
امین تقی خانی: به شقیقه چه ربطی داره عزیز من؟
Mohabbat گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۰۵:۲۴
Doste aziz manam age tarfamoo adam fahmideh va ya hata adam midoonestam ba nadadane ray eterazamoo neshoon midadam, vali taraf aslan aine khailesh nist ke melat ray bedan ya na. az on gozashte kamelan doroste ke chehre haye sarshenas rad shodan vali vaghti sohbat az ray dadan ya nadadane namayandegan be ye tarh va ya layehe mishe hich fargh nadare ke namayandeh chaghadr kar doroste onja dige ray moheme. Yademoon bashe rais jomhore badi bayad bara kabinash az in majles ray begire. Be har hal shoma sahebe haghid vali man motmaenam ray dadan behtar az ray nadadane,
Pirooz bashid
Mohabbat
_______________________________________________
امین تقی خانی: شما به رأی نیاز دارید؟ این خانم الهه راستگو همونی بود که استیضاح عطاءالله مهاجرانی رو امضاء کرد
آرمین گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۰۵:۳۱
سلام.حق داری هرچند اشتباه می کنی.
کسی هم حق خرده گرفتن نداره چون امثال شما به گردن اصلاحات حق دارید.
____________________________________
امین تقی خانی: ما منتی بر سر اصلاحات نداریم . کاش می گفتی کدوم دلیلم قانعت نکرد که میگی اشتباه می کنم. شاید هم من قانع می شدم
masoud گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۰۸:۳۲
گول این بازی مشروعیت رو نخور. به این فکر کن که یه مشت گاو و گوساله نماینده نشن.
___________________________________
امین تقی خانی: مگه فرقی هم می کنه؟
سمیه گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۰۹:۴۴
سلام برادر. خوبه تو تونستی سری به ستاد بزنی. من که اصلا نتونستم. هرکاری کردم راضی به رفتن نشدم. دکترا هم حرفه. خودت می دونی که. اما من هم یک عملگرای سیاسی ام. مجلس هفتم را هم رای ندادم. واقعا فکر نمی کنم اتفاقی بیافتد. پستم درباره انتخابات خیلی از من انرژی برد. سخت نوشتمش. اما با هر سختی به آن عمل می کنم. البته بماند که ذره ای از دلخوریم نسبت به اصلاح طلبان کم نشده است. اما …..باقی را خودت می دانی!
___________________________________________
امین تقی خانی: موضوع مجلس هفتم فرق می کرد. اصلاح طلبان در این حد حمایت افکار عمومی رو نداشتند. به نظرم رأی دادن فقط صفها رو طولانی می کنه.
رامین گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۱۳:۲۱
لطفا در صورت تمایل همراهی کنید
ارسال پیامک سال نو را تحریم کنیم
http://blog.360.yahoo.com/blog-Mz.nu0gjeqsONy_3xgzaK7kq?p=439
Farid گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۱۳:۵۶
- چون هیچکس در لیست حضور ندارد که بتواند حس یک اصلاح طلب را به من القاء کند.
در عوض در لیست جبهه متحد تا دلت بخواهد آدمکش و تواب ساز و ذوبی ماست سیاه بین هست. با اجازه برای چهار سال اینها وکلایت خواهند بود!
۲- چون بارها و بارها گفته اند و گفته ایم و شنیده ایم و شنیده اید که ما فقط در یک انتخابات آزاد و رقابتی شرکت می کنیم. این انتخابات نه آزاد است و نه رقابتی.
تا وقتی که بتوان جلوی ورود حتی یک نفر از لیست اقتدارگرایان را گرفت، انتخابات کاملاً غیر رقابتی نیست. در تهران که می توان برای همه لیست جنگید. در این شرایط یک عمل گرا به بازی رقیب تن نداده و با قهر خود نیت او را عملی نمیکند.
۳- چون رأی من تنها مهر مشروعیت بر شرع نامشروع شورای نگهبان است.
این داستان مشروعیت دیگر کهنه شده! پس کاش این یک دلیل را نمی آوردی!
۴- چون حضور در بازی بدون برد دور از عقل است.
بله و هر چه بیشتر در بوق تحریم بدمیم این بازی باختنی تر می شود.
۵- چون بر فرض محال که در بخشهایی از کشور توانستیم اکثریت نسبی را کسب کنیم. وقتی در کل اقلیتی ضعیفتر از مجلس هفتم باشیم چه می شود؟
بدون شک بدتر از آن زمان که مجلسی کاملاً بکدست و حامی حزب پادگانی داشته باشیم، نخواهد شد.
۶- چون کمتر اصلاح طلب را دیده ام که توانسته باشد به جرأت بگوید من به تمام لیست رأی میدهم.
آیا اصلاح طلبان مورد نظر آلترناتیوی هم داشتند؟ به آنها رای بده!
۷- چون وقتی به ستاد می روم نه خبر از آن شوق همیشگی است و نه خبر از آن فعالیتها. فقط حزبیها هستند و سردرگمی و بی انگیزگی.
و این همان چیزی است که بازی رد صلاحیت ها در پی آن بوده است. در زندگی یک عملگرای اهل سیاست این ایام هم هست. همیشه که قرار نیست روی شانه مردم حمل شد. آنها که با دیدن این ایام قهر کردن و گوشه نشینی را برمی گزینند، مرد روزهای سخت نیستند.
۸- چون سیدمحمد خاتمی گفته است باید بازیشان را به هم بزنیم. بازی آنها این است که مردم پای صندوقها بیایند ولی کسانی به مجلس بروند که آنها می خواهند. ما هم بازیشان را با رأی ندادن به هم می زنیم.
نه! بازی آنها از دور خارج کردن اکثریت تاثیرگذاری است که هر وقت به میدان آمده، شکست آنها رقم خورده است. در مجلس هفتم هوشمندانه با بازی رد صلاحیت ها و به مدد و همراهی تحریمی ها بازی را بردند. امروز هم دارند با همان سیاست به برد می اندیشند. بر هم زدن بازی آنها یعنی بازاندن شان.
۹- چون سیداحمد خاتمی گفته است حضور مردم پای صندوقهای رأی پایه های نظام اسلامی را مستحکم می کند.
گفته که گفته! اگر گفته بود نفس کشیدن لازم است چه می کردی؟ قرار است این داستان مشروعیت را در N تا دلیل مکرر کنی؟
۱۰- چون اگر اعضای اعتماد ملی اصلاح طلبند من ترجیح می دهم اصلاح طلبان اصلا به مجلس نروند.
احساساتی نشو عزیز. لیست جبهه اصلاحات ایده آل هیچ اصلاح طلبی نیست. ولی در مقایسه با فهرست رقیب باید آن را با همه ی وجود حمایت کرد.
۱۱- چون وقتی به ستاد می روم و می گویم سمیه کجاست؟ می گویند درگیر دکتراست و نمی تواند فعالیت کند. به وبلاگش که می روم می گوید با نارضایتی همراه می شوم.
کاش از ایشان یاد می گرفتی!
۱۲- چون اگر قرار بود رأی بدهیم عارف و اشراقی انصراف نمی دادند.
این هم شد دلیل؟ یعنی کنش دو چهره ی سیاسی ملاک باید و نباید های شماست؟
۱۳- چون کنار آمدن با هر شرایط و جبری عین محافظه کاری است و نه اصلاح طلبی.
و در این شرایط کدام کنش مفهوم کنار آمدن با هر شرایط است؟ شرکت در کرسی های قابل رقابت یا پذیرفتن برد اقتدارگرایان و دست روی دست گذاشتن؟
۱۴- چون اگر قرار است ما انتخاباتی را که دولت و مجلس و شورای نگهبان و صدا و سیما و همه و همه در آن تخلف می کنند به رسمیت بشناسیم و در آن شرکت کنیم، پس چه چیز را قرار است اصلاح کنیم؟
با کنار نشستن چه می کنیم؟ چه چیز را اصلاح می کنیم؟
۱۵- چون با امضای جعلی یا حتی واقعی یک عده هنرمند نمی توان عوام فریبی کرد. دار و دسته اصولگرا حداقل پوپولیسم را خوب بلدند.
کدام امضای جعلی؟ مگر حمایت هنرمندان به عنوان یکی از اصلی ترین گروه های مرجع سیاست انتخاباتی بدی است؟ وانگهی اعتراض به روش تبلیغاتی چرا باید به تحریم بیانجامد؟
۱۶- چون انگلیس و امریکا و آلمان و… از اصلاح طلبان حمایت کردند. این یعنی آنها هم می خواهند اصولگرایان برنده بازی باشند. پس بهتر است ما در این بازی کثیف حضور نداشته باشیم.
!!! جل الخالق! اینجا به گمانم قافیه است که تنگ آمده!
۱۷- چون اشتباهاتمان در شورای شهر که سه نفر دارای پتانسیل ریاست جمهوری را فرستادیم کنار چمران و بیادی که در مورد سرویسهای بهداشتی تصمیم بگیرند کافی است. بی برنامگی کافی است. تا زمانی که این بی برنامگی باشد من فقط یک اصلاح طلبم. طرفدار جبهه اصلاحات نیستم.
خاتمی هم از ریاست کتابخانه ملی به ریاست جمهوری رسید. انتخابات شورای شهر به دلیل شکست مطلق فهرست رایحه خوش تنها واقعه ی میمون در روزهای سخت و ایام مصیبت بود. اگر تحریمی ها گذاشته بودند، اکنون همه ی شورا در دست اصلاح طلبان بود و آن انتخابات شروع دوباره ای برای جنبش اصلاحات شده بود. هر چند که به زعم من علیرغم مطلق نبودن پیروزی هنوز هم چنین است.
ببخشید همسنگریها! بنده تا اطلاع ثانوی همراه نمی شوم عزیز!
از منظر التیام احساسات جریحه دار شده ات، شاید کار درستی می کنی. اما به جز این کارت به عنوان یک کنش سیاسی هیچ ثمری ندارد.
_____________________________________________________
امین تقی خانی: شاید از نظر شما من جفنگ گفته باشم، ولی حداقل خوشحالم که شما با دلیل یا حداقل ظاهرا دلیل حرفهای بنده رو رد کردی فرید جان.
ولی عزیزم! دلایلی محکمتر از دلیل شمارو من برای تحریم کنندگانی بسیار ریشه دارتر و سخت تر در انتخابات شورای شهر آوردم و به شخصه ادعا می کنم چندصدهزار تحریمی را پای صندوقهای رأی بردم و در این پیروزی نقش بسزایی داشتم. ولی امروز معتقدم رأی ندادنم بسیار بهتر از رأی دادن است.
ضمنا امثال سمیه توحیدلو و برادرانش و امثال آنها و در کنارشان بنده حقیر، رأی دادنمان به درد کسی نمی خورد. موافقت ما با انتخابات به معنای جذب چندصدهزار رأی توسط هرکداممان است. ولی امروز شرکت کردن سمیه توحیدلو و شرکت نکردن من تنها یک رأی فرق دارد. و البته یک مهر در شناسنامه!
me گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۱۴:۲۸
اینو بخون:
http://mentaldialogues.blogspot.com/2008/03/blog-post_12.html
علی گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۱۷:۰۰
مختصر و مفید میگویم : کاملا موافقم.
یک مورد را هم من اضافه میکنم انتخاب بین اصول گرا و اصلاح طلب انتخاب بین بد و بدتر است.
راه من گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۱۷:۰۸
به ارواح خاک مشروطه…
قبل از اینکه حرفهای جدی را بنویسم، بگویم که اگر دلم میخواست رای بدهم کاغذ رای را به داخل تلویزیون میانداختم چون این روزها ازش به عنوان…
ali گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۱۸:۱۱
be khatere dalile 9 manam raay nemidam
Nathaniel گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۱۹:۵۰
age ray beD,ye filme tulanio bi saro tah az hozure mardom migiran va tu chesho chare mellat foru mikonan dar nahayatam dustan miran tu majles,age ray naD,chandta az khodiya bazam miran paye sandogh,ye filme bi sarotah az una tahiye mishe,va bazam dustan miran tu majles….!vaghT ke dustan BAYAD beran tu majles vase refahe hale …,raye mano to che ta’siri dare!?tanha kari ke mishe kard zakhire kardane benzin,va esterahate dar manzele!Dge be 17 dalil vase inkar ehtiyaji nis dawsh!
farshad گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۲۰:۵۱
من با حرفهای فرید موافقم نه شما
درسته که این انتخابات صورت واقعی انتخابات رو نداره
ولی شما به من بگو مثلا با رای ندادنت چی بدست میاری ؟
فکر کردی مثلا اینا شرمنده میشند که مثلا آمار آرا پایین بوده؟ براشون اصلا اهمیت داره؟ مگه تو همین انتخابات شورای شهر تهران بطرف بعنوان نماینده یک کلانشهر چند میلیونی طرف فقط و فقط با دویست هزار رای انتخاب شد کسی گفت مثلا اقا این مایه خجالته و یا اصلا کسی اهمیت داد؟
من نمیگم اینایی که بعنوان نمایندگان اصلاح طلب کاندید شدند افراد مناسبیند
ولی اینو میدونم که حداقل از اصولگرایی که تو مجلس و لیوان اب نصفه احمدی نزاد رو بعنوان تبرک سر میکشه که بهتره که. از محسن آرمین پرسیدند که شما تو مجلس ششم که میدونستید با توجه به شورای نگهبان هیچکاری از پیش نمی برید پس چرا حضور پیدا کردید؟ جواب داد ما اگه نتونستیم کاری رو از پیش ببریم حداقل ضرر که نزدیم .
بهرحال اگر ادعای اصلاح و اصلاح طلبی داری
خاتمی که بعنوان راس اصلاح طلبان داره تمام تلاششو میکنه برای این انتخابات. ضمن اینکه اون مطمئنا از پشت پرده بیشتر خبر داره تا من و شما
انتخاب هوشمندانه همیشه انتخاب بین خوب و بد و خیر و شر نیست. گاهی مثل الان انتخاب بین گزینه بد و بدتره. عقلانیت مثلا تو انتخاب گزینه بد هستش نه اینکه با تحریم کردن به گزینه بدتر مجال بدید.
دوستانی که صحبت تحریم میکنند یادشون نره که به همین دلیل بدترین گزینه موجود در انتخابات ریاست جمهوری رای آورد و کاری کرد که ۱۰۰ سال این مملکت رو عقب انداخت.
نگاه به اثار اولیه عملکرد دولتش الان نندازید. بگذارید چند سال دیگه بگذره. اونوقت متاسفانه به عمق فاجعه پی میبریم.
_____________________________________________
امین تقی خانی: آی مردم! چرا نمی فهمید؟ تحریم کردن توسط منی که همه چیزم رو پای اصلاحات باختم خیلی سخت تر از شماست که در کلام و وبلاگ و نهایتا یک رأی اصلاح طلبید. مطمئنم بالای هفتاد درصد شما کسانی بودید که تا سال ۸۴ به سیدمحمد خاتمی فحش می دادید.
hadi گفته است :
۲۳م اسفند, ۱۳۸۶ در ۲۳:۵۲
کی گفته تو اصلاح طلبی؟
کی گفته تو به اصلاح طلبا حق داری؟
کی گفته که تو اصلا آدمی هستی که نظرت از مجمعی که نشستن لیست رو انتخاب کردن مهمتره؟
اصلا کی گفته که تو آدمی!!؟
___________________________________________
امین تقی خانی: هرکی گفته خبط کرده. شما خونتو کثیف نکن عزیزم
بارانیان گفته است :
۲۴م اسفند, ۱۳۸۶ در ۰۳:۱۷
میدونی داداش هفده رای اوردی حون خودت نه جون بالاترین بگو اگه یه ادم عاقل پیدا بشه و مثلا این بند رو بخونه:
- چون اگر قرار است ما انتخاباتی را که دولت و مجلس و شورای نگهبان و صدا و سیما و همه و همه در آن تخلف می کنند به رسمیت بشناسیم و در آن شرکت کنیم، پس چه چیز را قرار است اصلاح کنیم
دیگه نیازی به شانزده تای بقیه هست ؟
مرد حسابی تو که اینقدر عقل داری چطوری سعی میکردی جلوی تحریم کننده ها رو بگیری؟
میگن ادم های عاقل یه کار هایی میکنند صد تا دیوونه میخندند.
خب خدا رو شکر عاقل شدی
و نوشتت کاملا درست بود.
داداش یه پیشنهاد دارم برات
بعد از انتخابات رو زودتر بنویس
همین الان بنویس که” بار دیگر مردم همیشه در صحنه ایران اعلام کردند به رهبر خود عشق میورزند به شورای نگهبان هیئت های اجرای و جمهوری اسلامی ”
به جون خودم یه جاهایی از یه عده ای میسوزه این ها رو میگن که طرف انگشت اشاره اش رو به جای انگشت زدن میخواد فرو بکنه تو فلان جاش
موفق باشی
علیرضا گفته است :
۲۴م اسفند, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۳
متاسفم که :
۱) ملت ایران از گذشتشون درس نمیگیرند :
تحریم مجلس هفتم به جز بدبختی برای ما فایده ای داشت؟ حتی یک فایده ؟ کی از مشروعیت افتاد مگه حداد نماینده آخر مجلس ششم بعنوان رییس مجلس هفتم و رییس مجلس ایران توی کنفرانس رییس مجالس جهان شرکت نکرد و مورد استقبال رسمی قرار نگرفت ؟
۲) ادای روشنفکر ها رو در آوردن برامون خیلی راحتتر از فکر کردنه :
با هرکی حرف میزنی نشسته میگه اینا همشون یک چیزند و ما فریب نمیخوریمو فلانی گفته اگه رای بدین به جکومت رای دادین ، ولی یک لحظه فکر نیمکنند ببینند مجلس ششم چقدر برای ظلم ستم جمهوری اسلامی دست و پاگیر بود و مجلس هفتم چقدر کمک کرد.
اگر واقعا تفاوت نمایندگان مجلس ششم و هفتم رو نمیفهمید همون بهتر که اصلا رای ندهید…
__________________________________
امین تقی خانی: این دلایل حاصل بیست روز تحقیق و تعقل بنده ای است که تا قبل از این مخالف سرسخت تحریم بودم.
مژگان گفته است :
۲۴م اسفند, ۱۳۸۶ در ۲۲:۴۹
خوشمان آمد!
جسارتی داری جوان!!!
((من فقط یک اصلاح طلبم. طرفدار جبهه اصلاحات نیستم.))
از این جمله که بی انتها کیفور شدم به خاطر این جسارت تبریکات می گم بهت.
farshad گفته است :
۲۴م اسفند, ۱۳۸۶ در ۲۲:۵۰
دوست عزیز
پی نوشت تو حداقل در مورد من صدق نمی کنه
اگه مثل شما سابقه اصلاح طلبیمو داد و هوار نمی کنم دلیل بر این نمی شه که از اصلاح طلب بودن فقط چیز نوشتنشو بلدم
شما بهتر اول بپرسی بعد که مطمئن شدی قضاوت کن
شما که ادعای اصلاح طلب بودن رو داری
تا رسیدی جای سختش
بارتو گذاشتی زمین و بای بای؟!!!!!!!!!
پشت دوستاتو خالی کردی حالا ادعا هم داری
___________________________________
امین تقی خانی: تا به حال هیچ کاری برام به اندازه رأی ندادن این دوره سخت نبوده
Reza گفته است :
۲۵م اسفند, ۱۳۸۶ در ۱۴:۳۵
رای من معنیش اینه که هر گونه حق اعتراض بعدی رو از خودم میگیرم . مهم نیست به کی رای بدی . اصلا این رای دادن رای دادن به یک جناح یا برنامه یا شخص نیست . رای به یک تفکره . رای به ادامه همین وضع . رای به بردگی . رای به سر سپردگی . پس اگه رای بدم تنها حق خودمو از خودم گرفتم . تنها چیزی که برام مونده . حق اعتراض
amir گفته است :
۱م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۵:۰۶
خوب .دلایلتان را خواندم.احتمالا این پاسخ طولانی می شود.پیشاشیش می بخشید.
اولا بیست روز یا دویست روز یا دو هزار روز فکر کردن و داشتن ۱ یا ۱۰ یا ۱۰۰ دلیل لزوما معادل درستی آن نیست.بسیاری از انقلابیون قدیم از هر دو جناح و نیز بسیاری از شخصیتهای تاریخی معاصر یا گذشته در طول زندگی خود تغییر رویه داده اند.در صورتی که احتمالا در لحظه فکر می کرده اند که حق با آنهاست.بنا بر این خیلی خود را درگیر این اعداد نکنید.
دوم اینکه با دقت در دلایل شما من به یاد یکی از دوستان می افتم که برای زیاد تر کردن تعداد رفرنس های آخر پایان نامه اش و به اصطلاح معتبر تر کردن موضوع اگر می شد یک جمله از یک کتاب گیر می آورد تا بتواند آن کتاب را هم به فهرست رفرنس هایش اضافه کند و به این ترتیب موفق شده بود تعداد مراجع را از ۴۰ به ۶۰ برساند!!!تقریبا چیزی مثل بالاتر نشان دادن تعداد رای دهندگان توسط صدا و سیما یا چیزی شبیه همین دلایل هفده گانه شما!
من با اینکه ((فرید)) بسیار موشکافانه و دقیق به شما پاسخ داده است و در مقابل شما بجای آنکه با نقد دلایل فرید او را به چالش بکشید صرفا عقیده خود را حق دانسته اید وگفته اید:((شاید از نظر شما من جفنگ گفته باشم، ولی حداقل خوشحالم که شما با دلیل یا حداقل ظاهرا دلیل حرفهای بنده رو رد کردی فرید جان.
ولی عزیزم! دلایلی محکمتر از دلیل شمارو من برای تحریم کنندگانی بسیار ریشه دارتر و سخت تر در انتخابات شورای شهر آوردم و به شخصه ادعا می کنم چندصدهزار تحریمی را پای صندوقهای رأی بردم و در این پیروزی نقش بسزایی داشتم.))و البته بسیار مناسب است آن دلایل بسیار محکم تر را اینجا بیان کنید.
بهر رو من دلایل شما را دسته بندی می کنم.
۱-دلایل شماره ۱-۲-۴-۶-۷-۱۰-۱۱-۱۳و ۱۴ همگی تقریبا یک مضمون دارند:اینکه چهرهای موثری که مورد توافق همه باشند در این لیست وجود نداردو در نتیجه شور و اشتیاقی هم در بین هواداران اصلاحات ایجاد نمی کند و سرانجام اینکه حضور در چنین عرصه ای تن دادن به اجباریست که دیگر اصلاح محسوب نمی شود.
دوست عزیز حتی زندگی هم همیشه به میل من و تو نمی چرخد چه رسد به سیاست.همه ما بارها ناگزیر شده ایم انتخابهایی معمولی و غیر رضایت بخش داشته باشیم.در انتخاب رشته تحصیلی -کار و یا حتی همسر .اما انتخاب کرده ایم.چرا چون چاره ای نداشته ایم.ناگزیر بوده ایم.دست برقضا شاید در بسیاری از این موارد هم بعدا دیده ایم که این انتخاب به آن بدی هم که فکر می کردیم نبوده و چه بسا از مواقعی که ایده آل انتخاب کردیم نتیجه بهتری گرفته ایم.ظاهرا شما ۲۲ سال دارید یعنی در خرداد ۷۶ حدودا ۱۱ساله بوده اید.شاید به یاد نداشته باشید .اگر کسی به شما گفته مردم خاتمی را انتخاب کردند درست نگفته.انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری در دوره اول نتیجه لجبازی ملتی بود که به نتیجه این لجبازی غیر مطمئن بودند و حتی شک داشتند نصف آرای او هم اعلام شود.اما این کار را کردند تا اعتراض خود را بصورتی مسالمت آمیز بیان کنند.کاری به نتیجه ندارم زیرا بحث در مورد آن احتیاج به موقعیتی دیگر و زمانی بیشتر دارد اما می خواهم بگویم در آن انتخابات هم بسیاری رد صلاحیت شدند.بنا بر این این را بدانید که در یک انتخابات که حرکتی اجتماعی و سیاسیست شما همیشه نباید به گزینه ایده آل فکر کنید بلکه باید بهترین گزینه مثمر ثمر را انتخاب کنید.گذشته از آن مگر نمایندگانی از مجلس ششم مانند فاطمه حقیقت جو یا موسوی خویینی یا پورنجاتی که احتمالا مورد تایید شما هستند بسیار شناخته شده و دارای سوابق اصلاح طلبی بودند؟!
۲-دلایل ۳ و ۹ عملا یک حرف را می زنند و آن این است که رای دادن باعث تحکیم نظام می شود.
اولا در هیچ جای دنیا نه رای دادن باعث تحکیم یک نظام می شود و نه رای ندادن باعث نا مشروع شدن آن.کما اینکه حکومت صدام با ۱۰۰%شرکت کننده مشروع تلقی نمی شد در حالیکه بسیاری از کشورهای دموکراتیک دنیا انتخاباتی با درصد شرکت کننده کمتر از ایران برگزار می کنند مثلا با ۳۰ یا ۴۰ درصد.ضمن اینکه شما در سالهای گذشته از انتخابات دوم شورای شهر تا کنون بی ثمر بودن این راه را آزموده اید.
ثانیا شما کدامیک از حرفهای آقای احمد خاتمی را قبول دارید که حالا به این یکی گیر داده اید؟!ا
سوم اگر مردم رای ندهد نظام از زیادتر اعلام کردن ارا عاجز است؟یا شما قادرید فریاد بزنید که آمار صحیح نیست؟؟
گذشته از آن اصلا فرض کنید شما با این کار نظام را بدون مشروعیت می کنید.بسیار خوب نتیجه؟؟چه چیزی گیر من و شما و مملکت می آید؟مشکل من و شما مشروعیت و نا مشروعیت نیست.
۳-گفته اید عارف انصراف داده.خوب داده که داده.خودش رفت رای داد!!ضمنا شاید به توصیه هفدهم شما خواسته عمل کند و پتانسیلش را حرام نکند!در مورد اشراقی نمی دانم اما این را می دانم که همه خانواده اش رای دادند.شاید او هم به توصیه شما عمل کرده!این که نمی شود دلیل.
۴-دلیل ۱۶ شما را خیلی سعی کردم درک کنم ولی نشد.اگر درست نوشته اید در موردش توضیح بدهید .البته لطفا بعد از پرداختن به مطالبی که الان نوشته ام!
۵- در مورد امضای جعلی هنرمندان هم اگر حتی صحیح باشد که بعید می دانم باز ربطش را به موضوع درک نمی کنم.همانطور که شرکت هنرمندان در امور سیاسی بی معناست رای ندادن شما هم بخاطر جعلی بودن امضای انها بی معناست.
۶-دلیل هفدهم شما توسط خودتان نقض شده است.گفته اید برای انتخاب همین افرادی که پتانسیل ریاست جمهوری داشتند در شورای شهر تبلیغ کرده اید.خوب نمی کردید!به همان قیاس که آن موقع اشتباه کردید شاید الان هم اشتباه فکر می کنید.ضمن اینکه چه اشکالی دارد شورای شهر سکوی پرش آن افراد شود؟
در پایان هم یک نکته را به شما یادآوری می کنم.رای دادن اکثریت طرفداران اصلاحات و نه بخش کوچکی از آنها حداقل حفظ وضعیت موجود است یعنی مانع از یکدست شدن و بسته تر شدن اوضاع می شود.مانع از آن می شود که در انتخابات مجلس نهم بگویید در انتخابات قبلی نفرات قابل انتخاب بیشتر بودند.حتی اگر این خاصیت را هم نداشته باشد حداقل ضرر ندارد.اما رای ندادن چه؟نه جایگزینی برای رایی که نمی دهیم وجود دارد و نه این امکان هست که اگر به رای ندادن فضا را بسته تر کردیم در انتخابات بعد همان آزادی اندک انتخابات قبل را داشته باشیم.
در ضمن فرموده اید مطمئنید بیش از هفتاد درصد خوانندگانتان تا سال ۸۴ به خاتمی فحش می داده اند.من از این دسته نبوده ام و نیستم و به هیچ کس دیگری هم فحش نمی دهم.شما چه؟شما فحش می داده اید؟و در ضمن می توانید بگویید اینکه ((همه چیزتان را پای اصلاحات باخته اید))دقیقا یعنی چه؟چه چیزهایی را از دست داده اید؟
__________________________________________
امین تقی خانی:
بنده هم احتمالا طولانی جواب خواهم داد. از این بابت و از بابت تأخیر عذرخواهی می کنم.
۱- بنده از قبل خرداد ۷۶ فعالیت سیاسی می کردم و دلایل رأی دادن مردم آن روز رو کاملا می دونم. حتی از برخی که سوال می کردم می گفتن مخالفت با ولایت فقیه
۲- در مورد موارد ۳ و ۹ اشتباه می کنید. من اصلاح طلبم و دنبال براندازی نیستم. دنیال این هم نیستم که رأی ندادن من در اقتدارگرایان یاجهان تأثیری بگذارد. وظیفه شخص من یه عنوان یک انسان صاحب ایدئولوژی این است که اگر به قول شما دموکراسی را در سینی طلا تعارف نمی کنند، ولی در آفتابه شکسته هم تحویلش نگیرم. راه نیل به دموکراسی از ترکستان نمی گذرد.
۳- منظورم این است که یا پیام این انصراف رأی ندادن بوده است، یا وقتی تنها گزینه های اصلاح طلب واقعی انصراف می دهند، مجلس لابد در شأن ایشان نبوده است و من احساس می کنم به رأی من توهین شده است. امیدوارم منظورم رو واضح بیان کرده باشم.
۴- دلیل ۱۶ خیلی واضحه. یعنی نه تنها اقتدارگرایان داخلی، بلکه اقتدارگرایان جهانی هم طرفدار استحکام ارتجاع و تندروی در ایران هستند. من دوست ندارم در چنین بازی کثیفی حضور داشته باشم.
۵- در مورد امضاها، من این را به عنوان نمونه ای از درهم ریختگی و بی برنامگی به اصطلاح اصلاح طلبان امروزی بیان کردم.
۶- شورای شهر تا کنون باعث تنزیل شأن این افراد شده است. این هم به همان بی برنامگی ربط دارد که من دوست ندارم در اجرایش نقش داشته باشم.
در پایان فقط این را بگویم که وقتی به ستاد رفتم، با حضور فعالین ستاد، شکوری راد اولین سخنرانی را با لزوم شرکت در انتخابات شروع کرد. این یعنی خودشان هم می دانند چه خبر است.
ضمنا! من اگر امسال هم به عید دیدنی آقای خاتمی بروم، مطمئنا بعد از سلام خواهم پرسید که چرا شمایی که مطمئن بودید نمی توانید از رأی مردم صیانت کنید، با این اشتیاق، آنها را به رأی دادن تشویق کردید؟
نمی دانم شما چقدر در سیستم اصلاحات فعال بودید یا هستید، ولی حتی یک نفر را هم ار فعالین همیشگی ندیدم که حتی برای خودش دلیل محکمی برای رأی دادن داشته باشد.
amir گفته است :
۱م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۵:۱۹
در ضمن به سایت آن خانمی هم که نوشته بودید در ستاد نیست سر زدم.او اصلا مثل شما فکر نمی کند!!همه دلالیلتان این مدلی است؟؟!!
http://smto.ir/
__________________________________________
امین تقی خانی: کامنت سمیه رو پای همین پست می خوندید کاش!
amir گفته است :
۲م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۹:۵۲
دوباره سلام
۱-شما نوشته اید :(( بنده از قبل خرداد ۷۶ فعالیت سیاسی می کردم )).من در پروفایل شما خواندم متولد ۱۷ فروردین ۶۵ هستید یعنی در خرداد ۷۶ شما ۱۱ ساله بوده اید.قبل از آن هم که کمتر.می شه بگی چه جور فعالیت سیاسی در زیر سن ۱۱ سالگی انجام می دادی؟؟! و در ضمن یادت رفت بگی اینکه همه چیزت رو پای اصلاحات باختی دقیقا یعنی چی؟
۲-من هم نمی گم شما براندازی.من می گم اینکه فلانی که شما قبولش نداری گفته رای دادن نظام رو مستحکم می کنه اولا چرا این یه حرفش برای شما سنده و ازش نتیجه می گیری که نباید رای بدی و بعد هم خودت داری می گی که چون فلانی گفته رای دادن یعنی رای به نظام پس من رای نمی دم!!تو جای من باشی چه برداشتی می کنی؟لطفا چیزهایی که می نویسی خودت لا اقل یه بار با دقت بخون.ربط دادن موضوع ((تعارف کردن دموکراسی در سینی طلا)) هم به ادامه این جواب برایم جالب است!چون هیچ ربطی به این بند نداشت.بعلاوه شما در مورد هیچ یک از موارد دیگری که در مورد ارتباط مشروعیت یک نظام سیاسی و تعداد آرا نوشته ام اظهار نظر نکرده ای.لابد سکوتت به معنای تایید نوشته های من است.
۳- آقای عارف اگر می خواست رای ندهد رای نمی داد.حتما تصویر رای دادن او را در اینترنت دیده ای.دلیل ندارد اگر کسی بخواهد دیگران را به رای ندادن تشویق کند از کاندیداتوری استعفا دهد و بعد برود جلوی دوربینها به لیستی که قرار بوده داخلش باشد رای دهد.بعد هم من نمی فهمم به رای من توهین شده یعنی چه؟انتخابات و سیاست یک مقوله عقلی و منطقیست خوشم میاد و خوشم نمیاد و به من توهین شد و از من تجلیل شد جایی در تصمیم گیری برای رای دادن یا ندادن ندارد.بعد هم به شما می گویم خود طرف رفت رای داد!شما شده ای کاتولیک تر از پاپ؟!
۴-((چون انگلیس و امریکا و آلمان و… از اصلاح طلبان حمایت کردند. این یعنی آنها هم می خواهند اصولگرایان برنده بازی باشند. پس بهتر است ما در این بازی کثیف حضور نداشته باشیم.))
خدا وکیلی این یعنی چی؟!لابد تفسیرش این است:شما به عنوان یک ایرانی طبیعتا توهم توطئه داری و چون هر چه دشمن بگوید عکسش صادق است پس وقتی خارجی ها از اصلاح طلبان حمایت می کنند(واقعا؟)پس منظور اصلی آنها برنده شدن اصولگرایان است.بسیار خوب هر چند این تفسیر نتیجه توهم توطئه و از نظر من اشتباه است ولی من می پذیرم.حالا از اینجا به بعد چی؟!می گی چون خارجی ها می خواهند اصولگرایان ببرند پس من در این بازی کثیف شرکت نمی کنم!یعنی تو هم با انگلیس و آمریکا موافقی و در این بازی شرکت نمی کنی؟!اگربه حرف خودت ایمان داری(من منطقت را قبول ندارم) و مخالف این بازی هستی پس چرا رای نمی دهی؟!لطفا به نوشته های خودت فکر کن!
راست می گن عجله کار شیطان است!!
۵-در مورد امضاها باید ثابت کنی که جعلی هستند چون دلیل با مدعیست.اگر جعلی بوده باشند بسیار عمل ناپسندی از سوی گرداننگالن این نوع تبلیغ انجام شده ولی باز هم دلیل موجهی برای رای ندادن محسوب نمی شود.
۶-نمی دانم چرا فکر می کنی شان یک ایرانی این است که حتما روی صندلی بزرگه بنشیند !خود آن افراد و دار و دسته شان و تعداد زیادی که به آنها رای داده اند راضی بوده اند خود تو هم به گفته خودت برایشان تبلیغ کرده ای حالا می گی شانشان تنزل کرده است؟!!!!
وانگهی چه اشکالی دارد کسیبجای آنکه بدون تریبون به مقام بالتری برسد تریبونی هم در اختیار داشته باشد؟!اگر اصولگرایان هم مثل شما فکر می کردند الان دستشان جایی بند نبود.
نوشته ای شکوری راد سخنش را با لزوم شرکت در انتخابات شروع کرد و این یعنی خودشان می دانند چه خبر است.خوب این یعنی چه؟یعنی دلیل هجدهم؟یا منظور دیگری داری؟این را من هم که هیچکاره ام تا این لحظه پا توی هیچ ستادی نگذاشته ام از روی حالات و رفتار مردم می فهمیدم لازم نبود حتما یک آدم سیاسی این را بگوید!یعنی شما خودت این را حس نمی کردی؟بعد هم من نمی فهمم این حرف چه اشکالی دارد؟بد نیست در موردش توضیح بدهی.
با این موافقم که خاتمی باید نه الان بلکه زمانی که در قدرت بود سیستمی را دنبال می کرد که امکان تخلف در انتخابات را به حداقل برساند ولی در هر حال در موقعیت کنونی کار او را صحیح می دانم.
من هیچ فعالیت جدی یا رسمی در اصلاحات نداشته ام جز چند مرتبه رای دادن و تشویق اطرافیان به این کار.پیش از دوم خرداد مثل الان شما فکر می کردم چون تقریبا در سن الان شما بودم.شاید شما هم به سن من برسی تفکرت تغییر کند.دوم خرداد برای من یک خاصیت داشت:اینکه بیایم و تمام سالهای بعد از انقلاب را بجز ۲-۳ سال اول آن را مرور کنم و به این نتیجه برسم که در تمام مدتی که ذکر کردم حدودا ۴۰-۴۵ درصد مردم رای نمی دادند و الان هم رای نمی دهند .مردم بجز سالهای اول انقلاب در ۴ انتخابات بصورت انبوه رای دادند:دو دوره ریاست جمهوری خاتمی -مجلس ۶ و شوراهای اول.مقایسه نتایج این رای دادنها و رای ندادنها ذهنیت منطقی و معتدلی برای من ساخت.به من یاد داد که در تصمیم گیری سیاسی دوستی و دشمنی بی معناستوتعقل حرف اول و آخر رامی زند.
دلایل آن افراد را نمی دانم ولی اینجا دارم می بینم که دلایل شما غیر قابل پذیرش است.طوری که خودت هم نمی توانی مستقر و پابرجا از آنها دفاع کنی .
ضمنا برای من مطالب وبلاگ آن خانم معتبرتر است تا کامنت دونی این سایت که هر کسی می تواند به نام هر کس دیگری اظهار نظر کند!
http://smto.ir/
_________________________________________________
امین تقی خانی: توهین، تختئه و مغلطه شما باعث می شود سعی کنم با شما بحث را ادامه ندهم تا به مجادله کشیده نشود. ولی یکی دو نکته کوچیک:
۱- من با استدلال امروزم تصمیم می گیرم نه با چیزی که ممکنه فردا در ذهنم جریان داشته باشه.
۲- میتونی بری تو وبلاگ سمیه ازش بپرسی ببینی این کامنتو خودش نوشته یا کس دیگه
amir گفته است :
۲م فروردین, ۱۳۸۷ در ۲۳:۴۵
توهین، تختئه و مغلطه ؟؟؟
کجا من به شما توهین کرده ام یا به تخطئه و مغلطه پرداخته ام؟؟
خیالت راحت به من فحش هم بدهی من با شما مجادله نمی کنم.اما این حق را برای خودم محفوظ نکه می دارم که وقتی شما ادعا می کنی کسی تا امروز نتوانسته دلایلت را نقد یا ردکند با دلیل یک یک آنها را به چالش بکشم.در پاسخ تمام دلایل شما و پاسخ مجدد شما من توضیح داده ام بدون توهین و عصبانیت و هیجان زدگی.اگر پاسخی برای گفتن دارید بهتر است بنویسید نه اینکه چیزهایی که وجود خارجی ندارد را به من نسبت یدهید و به این بهانه از پاسخ دادن طفره بروید.
amir گفته است :
۵م فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۸:۳۱
روش خوبی در پیش گرفته ای آقای تقی خانی!!
ادعا با صدای بلند
بعد هم
فرار به بهانه های خنده دار!
موفق باشی.امیدوارم همیشه پیش از نوشتن و گفتن عمیقا فکر کنی تا ناغافل
مجبور به سکوت نشوی.سال خوش و بدون شعاری را برایتان آرزو می کنم!!
_____________________________________
امین تقی خانی: بنده هم از این جملات قشنگ بلدما! با شما هم دعوا ندارم و همونطور که گفتم دقیقا به همین دلیل ادامه بحث رو قطع کردم. فکر نمی کنم نیازی باشه مصداقهای توهین و تختئه و مغلطه شمارو بیان کنم. به هرحال به نظر بنده این بحث داره یک سیر صعودی رو به سمت جدل طی می کنه.
amir گفته است :
۵م فروردین, ۱۳۸۷ در ۲۲:۳۰
جملات قشنگ و سیر صعودی به سمت جدل !!!!!
ظاهرا تار و پود شما غیر از شعار از تناقض بافته شده.برای بار چندم لطفا قبل از نوشتن جملات خود را بخوانید.
شاید غیر از اینکه در مورد بند بند نقد دلایلتان سخنی برای بیان نداریدبخاطر اینکه به سن شما در زمان دوم خرداد و ادعای کار سیاسی تان در آن زمان و قبل از آن اشاره کرده ام و خواسته ام در رابطه با اینکه ((همه چیزتان را پای اصلاحات باخته اید)) توضیح دهید دارید از ادامه بحث خودداری می کنید.
چون دارید بحث را متوقف می کنید اتفاقا کاملا نیاز است دلیل آن را شفاف توضیح دهید.بخصوص آنکه دلایل خود را محکم می دانید و در عین حال متخصص ردیف کردن دلایل چند گانه می باشید.
البته برای من سکوت شما تعجبی ندارد چون به کامنت من در http://weblog.atighe.ir/1386/12/28/esbateriazi/#comment-519
نیز پاسخی نداده اید . آنجا که اصولا بچز تکیه بر عدد و رقم و متن یک قانون صحبتی نشده بود.
من باز هم تکرار می کنم به من فحش هم بدهی عصبانی نمی شوم چه رسد به اینکه دلیل منطقی بیاوری ولی اینکه ادعایی بکنید و بعد مرا به توهین و تخطئه ومغلطه (معنای این کلمات را بدرستی می دانید؟)متهم کنید و به این بهانه بحث را رها کنید و حتی حاضر نشوید مصادیق توهین و تخطئه و مغلطه مرا ذکر کنید قابل قبول نیست و معنایی جز نداشتن پاسخ منطقی ندارد.اگر ایام عید نبود فکر می کنم خوانندگان دیگر سایت شما هم وارد این بحث می شدند.
__________________________________
امین تقی خانی: بنده فحش نداده شما هرچی دوست داشتی گفتی. از بچه و بی سواد گرفته تا بی منطق و متحجر و دروغگو. فقط یه مقدار قشنگتر.
در مورد هزینه هایی که برای اصلاحات دادم پست نوشتم. گرچه همه چیز رو ننوشتم. در مورد سن هم که به قول شما ادعاست، متأسفانه اسناد چندانی ندارم، ولی اگر لازم بود دروغ بگویم، مطمئنا سن واقعیم رو اینجا نمی نوشتم. در مورد پاسخ به اون کامنت هم فکر نمی کنم نیاز به توضیح باشه. بنده وقتم نامحدود نیست که وظیفه داشته باشم به همه کامنتها جواب بدم. ولی این پست بخاطر اهمیتش منو مجبور به پاسخدهی میکنه.
amir گفته است :
۶م فروردین, ۱۳۸۷ در ۰۱:۰۱
خیلی جالبه.ظاهرا من بابت شک هایی که شما به خودت داری متهم می
شم.اگر من می خواستم به شما بگه بچه یا بی سواد یا بی منطق یا متحجر یا
دروغگو حتما این کار رو می کردم ولی نه دلیلی داشت و نه معمولا عادت دارم
دیگران رو به این صفات متهم کنم و یا در اثر عادتی که خودم دارم تصور کنم
دیگران هم در مورد من همینطور فکر می کنند.
من اگر به سن شما اشاره کردم برای یدآوری این مطلب بود که شما نمی تونی
در مورد وقایعی که در زمان کودکیت افتاده اینقدر راحت و مطمئن اظهار نظر و
نتیجه گیری کنی.خواستم بهت یادآوری کنم اگر از سابقه فعالیت سیاسی
خودت قبل از سال ۷۶ صحبت می کنی باید عقل و شعور مخاطب خودت رو
بحساب بیاری و بدونی وقتی که چنین حرفی را می زنی باید آمادگی و جسارت
توضیحش رو هم داشته باشی نه اینکه خیلی کلی بگی اسنادی ندارم.مگر
کسی از شما سند خواست؟می تونستی اشاره ای بکنی.حالا خودت دوست
داری این برداشت رو داشته باشی که من شما رو بچه فرض کردم به من مربوط
نیست.مساله درونی خود شماست.
در مورد بی سواد و بی منطق و متحجر بودن(!!!!!) شما هم نمی دونم از کجای نوشته های من چنین برداشتی رو کردی .نمی دونم شاید متهم شدن به این صفات توی دوره زمونه ما اسباب افتخاره و شما دارید سعی می کنید با دوپینگ زودتر به این اسباب افتخار دست پیدا کنید و ظاهرا بنده هم شدم وسیله این افتخارآفرینی!به عنوان یک برادر بزرگتر به شما توصیه می کنم اگر اینقدر کم تحمل هستید که وقتی منطق و استدلال شما نقد میشه بهتون بر می خوره و فکر می کنید کسی قصد تعرض و توهین به شخصیت و افکار شما رو داره اصولا وارد بحث نشین.
درضمن آدرس نوشته تون در مورد هزینه هایی که برای اصلاحات پرداختید
را لطفا بنویسید.
در مورد اون کامنت هم باید به شما یادآوری کنم ابتدای اون پست رو اینطور شروع کردید:((هنوز هم کسی پیدا نشده است تا پاسخ مرا بدهد.))
من هم پاسخ شما رو دادم و نوشتم استدلال شما بر پایه تصور و برداشتی غلط
از یک قانون است که من صحیحش رو با لینک مربوط به اون براتون نوشتم و
توضیح دادم .اگر وقت محدودتون اجازه داد تشریف ببرید و ببینید که بهتر است قبل از نوشتن یک مطلب کمی هم مطالعه کنید تا دچار برداشت های ناصحیح از مطالب نشید.باور کنید کسانی که حتی بسیار اتفاقی (مثل خود من) به این سایت می رسند اندکی عقل و شعور و اطلاعات دارند چه برسد به کسانی که پای ثابت اینجور سایتها هستند.شما از یک طرف هل من مبارز می طلبید و از طرفی وقتی با پاسخ اکید و غیر قابل خدشه روبرو می شید وقتتون کم میاد و احساس می کنید بهتون توهین شده و تصمیم می گیرید بحث رو ادامه ندید.
با این اوصاف می خواستم از شما خواهش کنم اگر واقعا افکار اصلاح طلبانه دارید در مورد روش خود تجدید نظر کنید.
گر تو قرآن بدین نمط خوانی
ببری رونق مسلمانی
__________________________________________
امین تقی خانی: میگم تختئه می کنید برای همینه. نه! کی؟ من گفتم؟ اصلا!
این روش بحث نیست. بنده در همون پستی که خدمتتون عرض کردم در مورد سابقه فعالیت سیاسی(در حد خورم) قبل سال ۷۶ هم توضیح دادم. دو سه تا پست بعد این میشه.
هرچند بنده بارها تأکید کردم علاقه ای به ادامه این بحث ندارم
شیر و خورشید گفته است :
۱۴م خرداد, ۱۳۸۸ در ۱۵:۰۰
با درود
و با عرض خسته نباشید به شما…
بنده اولین بار است که در این محیط نظرمیدهم… البته شاید نظرات مرا در جاهای مختلف خوانده باشید…
من عضو اصلاحات نیستم و هرگز نخواهم بود…
رای هم نخواهم داد…
و اینک دلیل:
در جمهوری اسلامی با وجود قدرتی مانند رهبری هیچ زمان رای مردم به حساب نخواهد آمد… در مملکتی که اگر ۱۰۰% مجلس بر چیزی رای بدهند که خلاف عقاید رهبر باشد، رهبر آن را با یک حکم حکومتی باطل میکند… اصلاً فلسفه ریاست جمهوری معنایی دارد؟
اصلاح طلبان جبهه آقای خاتمی هم … چرا دارید خودتان را فریب میدهید…
آیا دوره آقای خاتمی همان دوره ای نبود که ما بیشترین دانشجو و فعال سیاسی را در زندان دیدیم… و بند ۲۰۹ زندان اوین از شلوغی جا نداشت؟
بیشترین مطبوعات در همان دوره تعطیل شد؟
به قول یکی از راستی ها، چوب را در لانه مار کردند و وقتی مارها بیرون آمدند بر سرشان ضربه زندند، آیا آقای خاتمی همان چوب نبود؟؟؟؟
خدا بیامرزد داریوش فروهر را چه ناجوانمردانه به شهادت رسید، در چه دورانی؟
حمایت نکردن خاتمی از دانشجویان طرفدارش را ندیدید؟
کلام آخرش که جوانان را “نفهم” خواند نشنیدید؟
۱۸ تیر را به یاد نمی آورید…
باید گفت ” چه امید عبثی بستی … به مترسک…!!!”
من اینگونه می اندیشم که شخص رهبری خودش آقای موسوی را انتخاب کرده است و نظرش بر رو ایشان است… و میخواهد با روی کار آوردن ایشان جو متشنج حاضر با خاموش بنماید…و با یک سری آزادی های کاذب که به جوانان داده خواهد شد… تمام مشکلات را ماست مالی کند…!
در ضمن من باز میگویم را نمیدهم…ولی به نظرم اینگونه می آید که در بین این چهار نفر شیخ اصلاحات، آقای کروبی موجه تر است از باقی کاندیدا ها….
ولی … در هر صورت زیر پرچم ننگین ولایت فقیه…اصلاحات معنایی ندارد… !!!
یک کلام…. جمهوری اسلامی باید برود….
وگرنه هیچ مشکلی حل نخواهد شد…
(( ما هستیم…تاپای جان…))