از فرداشب تا ساعت ۹ شب ۲۲ بهمن شعار “الله اکبر” روی بامها از نان شب واجب تر است

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, ۱۱ بهمن, ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۲:۲۰
ارسال شده در قسمت : روزنوشت

سران جنبش حجت را تمام کردند و برنامه ریزیها را در مورد ۱۲ تا ۲۲ بهمن تأیید کردند.

تا به حال اثبات شده است بهترین راه مقابله با کودتاچیان آن است که با سلاح خودشان به سمتشان حمله ور شویم. پس همچون روزهای اول پس از انتخابات ده شب به روی بامها می رویم و الله اکبر می گوییم. حتی ساعت ۹ شب ۲۲ بهمن که هرسال این کار را تلویزیون تبلیغ می کند.

تنها کافی است همین یک شب در میان الله اکبرها از شعارهای “یاحسین میرحسین” “ننگ بر دیکتاتور” و امثالهم استفاده کنیم.

انشاءالله که شعار ساعت ۹ شب ۲۲ بهمن الله اکبر پیروزی باشد.

باشد تا بعد…

توجه: الله اکبر نه شعاری اسلامی است و نه ربطی به دین دارد. شعاری است که پشت هر دیکتاتوری را می لرزاند.

نشریه زنجیره ای به سبک کودتاچیان

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, ۲۸ دی, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۸:۰۲
ارسال شده در قسمت : موبی پیکس

کسانی که ما را به انتشار نشریات زنجیره ای متهم می کردند، پس از انتشار نشریه ای موهن و اغتشاش گرا به نام همت (هسته های مقاومت تاکتیکی) و هدف گرفتن بزرگ و کوچک نظام حتی آیت الله جوادی آملی و در پی آن توقیف این نشریه، حال شماره جدید این نشریه را با نام موج اندیشه منتشر کرده و در کمال وقاحت بالای لوگو نوشته اند: «به یاد شهید همت»

ضمنا دوستان مطبوعاتی خوب می دانند یک نشریه چقدر باید خرج کند تا در تمام روزنامه فروشیها در بهترین مکان گذاشته شود.

راستی! این نشریه سند واضحی است از این که چه کسانی از التهاب اوضاع کشور سود می برند.

اعتدال، اعتدال، اعتدال

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, ۲۳ دی, ۱۳۸۸ و ساعت : ۳:۰۱
ارسال شده در قسمت : روزنوشت

وقتی می گوییم اصلاح طلب، یعنی اصل نظام مورد قبول است و ما قصد اصلاح آن را داریم. اگر تحت لوای اصلاح طلبی به دنبال براندازی باشیم مانند کسی هستیم که به نام کوتاه کردن موی سر، سر مشتری خود را ببرد.

مصطفی کواکبیان امشب در مناظره تلویزیونی با شریعتمداری فقط از منطق و قانون حرف زد و با فن زیبای مناظره ای که در اختیار داشت شریعتمداری و مجری برنامه را تا سرحد جنون پیش برد و خیلی ظریف اثبات کرد امثال شریعتمداری به دنبال اغتشاش و نا آرامی اوضاع کشور هستند و به همه فهماند که ادعای علی مطهری واهی نبوده است. وقتی پیشنهاد تشکیل مجلسی را داد جهت ایجاد وحدت و رسیدن به مواضع مشترک میان نخبگان و شریعتمداری صراحتا گفت با این کارها مخالف است و وقتی به او اثبات کرد که خود او و همفکرانش حتی زیر بار حرف رهبر هم نمی روند، یک نگاه ساده و با انصاف می توانست یک آفرین بزرگ به دبیرکل حزب مردم سالاری بگوید.

ولی از این سو بگویم و از تندروهای سبزپوشی که خطر آنها از تندروهای اقتدارگرا بیشتر است. کسانی که هویت و لباس و نماد «ما» را به یغما برده اند و حال ما یعنی اصلاح طلبان را حتی به رسمیت نمی شناسند. به راحتی به خاتمی به جهت قبول داشتن نظامی که عمر خود را صرف بالندگی آن کرده محکوم می کنند و تندترین توهینها را نثار مصطفی کواکبیان می کنند که با تمام وجود سعی دارد پایگاه اصلاح طلبان را در مجلس و از آن مهمتر کمیسیون امنیت ملی حفظ کند.

صبح تا شام بدترین اوصاف را در مورد تندروهای سالهای ۵۷ تا ۷۰ می کنیم و خود در تندروی دست همه آنها را از پشت بسته ایم.

به عنوان کوچکترین اصلاح طلب با تمام وجود از مصطفی کواکبیان به عنوان یکی از سربازان صدیق اصلاحات قدردانی می کنم و برای چندمین بار از دزدان هویت سبز اصلاح طلبان خواهش میکنم هویت مستقلی برای خود انتخاب کنند و راه اصلاحات را به انحراف نکشند. عقیده شما تا زمانی که به کشور و نظام و زحمتکشانش آسیب نرساند محترم است ولی تکرار می کنم که این تندرویها از صد کودتا برای ما گرانتر تمام می شود.

باشد تا بعد…

اینجا تهران است، شهری که دارد شبیه بغداد می شود!

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, ۲۲ دی, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۹:۵۸
ارسال شده در قسمت : روزنوشت

چند شب پیش نزدیک اذان صبح با یکی از دوستان در پارک نشسته بودیم و صحبت می کردیم که متوجه صدای مهیب شلیک شدیم. هر دو سرمان را برگرداندیم، من پرسیدم تیر بود؟ دوستم گفت : «آره» بعد ۲ ثانیه به حرف عادیمان ادامه دادیم. چند ثانیه از حرفمان نگذشته بود که یکدفعه زدیم زیر خنده. خنده از این که چنین صدای شلیکی اینقدر برایمان عادی شده است.

القصه که امروز خبر یک انفجار در خیابان شریعتی را شنیدم. همچنین خبر ترور یکی از متخصصین هسته ای را که برخی آن را به معترضین نسبت داده اند. ضمنا امریکا هم به شکلی جدی تهدید به حمله نظامی کرده است. اقتدارگراها و غوغاسالاران نیز شدیدا به تشویش جامعه کمک می کنند و حرف حرف اسلحه و اعدام است. اینها فقط شرایط یک کشور را به ذهن راه میدهد و آن هم عراق است.

عراق تجربه تلخی است که مردم آن هنوز دارند تاوان بی برنامگیهای خود را می دهند. بیایید کمی دست از تعصب برداریم، کمی واقع نگرانه تر بیانیه موسوی را بخوانیم، کمی دقیق به جملات مرد بحرانهای ۹ روز یک بار گوش کنیم و حتی بشنویم که امثال مطهری چه می گویند.

یادتان هست یک سال پیش را که می نوشتند از این که پشیمانند از نایستادن پشت خاتمی؟ از جبهه گرفتن علیه او؟ پس چرا باید اشتباهات خود را تکرار کنیم؟

چرا نباید به آرام شدن اوضاع کمک کنیم تا روزنامه هایمان دوباره منتشر شوند؟ چرا نباید اوضاع طوری شود که ایدئولوگهای ما از زندان آزاد شوند و آنها راه را به ما نشان دهند نه چند وابسته همچون مخملباف و سازگارا که کارنامه هردوی آنها پر از مردم ستیزی و منفعت طلبی و نان به نرخ روزخوری است؟

باشد تا بعد…

من از این پس تنها به دعوت این افراد لبیک می گویم

نگارش شده در تاريخ : شنبه, ۵ دی, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۳:۰۹
ارسال شده در قسمت : روزنوشت

۱- مهندس میرحسین موسوی

۲- حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی

۳- حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدخاتمی (کبیر)

۴- حضرت آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی

۵- حضرت آیت الله موسوی خوئینی ها

۶- حضرت آیت الله العظمی یوسف صانعی

۷- حضرت آیت الله العظمی طاهری

لیست بالا کسانی را نمایش می دهد که از این پس من فقط به دعوت، فراخوان، دستور یا فتوای آنها پایم را از خانه بیرون می گذارم و در تجمعات و گردهماییهای جنبش شرکت می کنم.

دلایل:

۱- کودتاچیانی که ۲۰میلیون رأی را جعل کردند به راحتی می توانند تجمعات جعلی ایجاد کرده و برای اعضای فعال جنبش دام ایجاد کنند.

۲- افراد مذکور به دلیل مسوولیتهای اجرایی که در دست داشته یا دارند، شرایط را بسیار بهتر از بسیاری از خارج نشنینانی می دانند که به عقیده من تا این لحظه جز ضرر برای ما هیچ چیز نداشته اند.

۳- علاوه بر کودتاچیان بر هیچکس پوشیده نیست که دولت امریکا ترجیح می دهد دولت احمدی نژاد روی کار باشد و هر حمایت دولتی هم که از جنبش ما می شود ضربه غیر مستقیمی است که قشر سنتی جامعه را از ما دور می کند و خوراک تبلیغاتی رسانه میلی را تأمین می کند.  اینترنت در اختیار امریکاست و اگر چشم بر صفحه مانیتوری بدوزیم که معلوم نیست خوراک آن توسط چه کس یا کسانی تأمین می شود به راحتی بازیچه دست امریکا و کودتاچیان خواهیم شد.

۲ نکته: اول این که بنده به شخصه به تمامی سایتهایی که خود را حامی جنبش سبز معرفی می کنند به غیر از کلمه و ارگان رسمی احزاب اصلاح طلب مشکوکم و دوم این که صفحه فیس بوک میرحسین، رهنورد و کروبی معلوم نیست دست چه کسانی است و من هرچه در بین اعضای ستاد(اعم از مرکزی، ۸۸، کمیته جوانان، اطلاع رسانی و…) پرس و جو کردم نه خبر از گردانندگان این صفحات داشتند و نه خبر از اداره کنندگان سایتهای مذکور.

ضمنا: به تمام دلایلی که در بالا ذکر شد من شعاری را که این ۷ نفر تأیید نکنند تکرار نخواهم کرد.

توجه کنید: هرگاه این موارد رعایت شده است یک حماسه رخ داده است همچون ۲۵ خرداد، عزاداری شهدای جنبش، تشییع آیت الله منتظری، نماز جمعه سبز و هرگاه رعایت نشده است جز آبروریزی و انحراف هیچ چیز نداشته است.

اگر برخی افراد را نام نبردم یا به این دلیل بود که در زندان بودند یا هنوز هستند یا اینکه افراد تندروئی هستند. فکر میکنم همین ۷ نفر کفایت کند.

باشد تا بعد…